مُچ گیری !!!
پسرک گلم خیلی وقته عادت کرده هر کاری داره از ما میخواد واسش انجام بدیم.خیلی وقتا شده مقاومت میکنیم ولی اینقدر سر سخت پای خواستش وامیسته که متاسفانه تسلیم میشیم و این اصلا خوب نیست.از قضا دیروز پسرک برعکس همیشه که اصلا عمو پورنگ نگاه نمیکنه و عشق شبکه پویائه، داشت عمو پورنگو میدید که یه حاجی داشت صحبت میکرد...میگفت بچه ها ! هرکاری دارید خودتون باید انجام بدید و ازین حرفا... . منم صدای تی وی رو زیاد کردم که ارشیا خوب یاد بگیره.بعد از اون تا آخرشب هرکاری داشت میگفتم یادته که حاجیه عمو پورنگ چی گفت؟؟؟؟ یکم فکر میکرد و کارشو خودش انجام میداد.
خیلی جالبه ! ما اینقد راهای مختلفو رفتیم ولی نتیجه نداد حالا یه حرفی که یه نفر دیگه میزنه اینقد تاثیر گذاشته روش!
آخر شب گفتم ارشیا جونم برو کولرو روشن کن.روشن کرد و اومد پیشم گفت: مامان! حاجیه عمو پورنگ چی گفت؟ منم که اصلا حواسم نبود گفتم ، هرکسی باید کارشو خودش انجام بده.یه دفعه ارشیا گفت پس چرا الان کار خودتو خودت انجام ندادی؟ چرا به من گفتی برو کولرو روشن کن؟ مگه یادت نیست حاجیه چی گفت؟ چرا؟ ..... چرا؟... چرا؟....


مُچ گیری !!!
